پیش بینی قرآن کریم درباره بدن فرعون(رامسس دوم)در سوره یونس


پیش بینی قرآن کریم درباره بدن فرعون(رامسس دوم)در سوره یونس

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند».سوره یونس90-92 ...

ادامه نوشته

راه بازگشت نور چشم که با مطالعه یا اینترنت کم شده

راه بازگشت نور چشم که با مطالعه یا اینترنت کم شده

اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید:

«فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً»    (سوره انسان آیه 2)

به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

دست نیاز...

گر نهادی تاج قرآنی به سر           یا نهادی سر به سجده تا سحر

دل شکست وآمدت اشک بصر        زیر لب آهسته نامم را ببر

                           ...............................

سحر سجاده ات را چون گشودی          وبا معبود خود خلوت نمودی

و خواندی خالقت را عاشقانه              واشکی هدیه کردی دانه دانه

تورا جان علی ما را دعا کن              دعا بر عبد ناچیز خدا کن

                        ................................

                                التماس دعا...

ادکلن LOVELY شایعه یا واقعیت؟



ادکلن LOVELY شایعه یا واقعیت؟

به نقل از خبرآنلاین، شاید شما هم از کسانی باشید که در روزهای اخیر پیامکی مبنی بر این هشدار دریافت کرده اند که مواظب ادکلن های کشنده موجود در بازار باشید.

این پیامک که در آن اعلام شده بود "ادکلنی با نام lovely که جدیدا از مرز عراق وارد ایران شده، حاوی مواد کشنده است که با استنشاق آن پس از چهار یا پنج روز مسموم می شوید و درمانی هم ندارد"، تعجب دریافت کنندگان و در برخی موارد ترس و وحشت آنها را به دنبال داشته و زمزمه هایی مبنی بر درست یا غلط بودن این خبر در همه جا شنیده می شود.

این شایعات به این دلیل بیشتر مردم را ترسانده که ادکلنی به همین نام در بازار داخلی وجود دارد چنانچه به گفته مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اهواز، مشابه این برند در بازار وجود دارد که البته برچسب وزارت بهداشت را دارد.

نجفی با عنوان این مطلب که ظاهرا این ادکلن در بازار کشور عراق خیلی شایع است، اعلام کرده ظاهرا عکسی که روی ادکلن مورد اشاره در عراق دیده می شود، تصویر بن لادن است اما ادکلنی که در بازار داخلی موجود است و برچسب وزارت بهداشت را دارد، چنین تصویری را ندارد و فقط تشابه اسمی است.


سرچشمه ماجرا کجا بود؟

چند وقت پیش خبری منتشر شد مبنی بر این که شاهدان عینی و زائرانی که به عتبات عالیت مشرف شده بودند، از توزیع ادکلنی حاوی گازی کشنده از سوی برخی عناصر ناشناس در بازارهای عراق خبر دادند.

در عین حال اطلاعیه ای از سوی برخی اداره های حج و زیارت استان ها در اختیار کارگزاران زیارتی قرار گرفت که در آن آمده بود: «گزارش های واصله حاکی است تشکیلات القاعده در استان «المثنی» عراق نوعی ادکلن موسوم به «lovely» را که حاوی گاز کشنده است، توزیع کرده که فرد با استشمام آن بعد از چهار روز کشته می شود و به این عبارت معروف است (بس شمه) یعنی فقط استشمام کن. به قرار مسموع (شنیده) تاکنون 18 نفر خارجی از این طریق کشته و 35 نفر نیز در بیمارستان های عراق بستری شده اند. این ادکلن در بازار و در مناطق پرازدحام بغداد و دیگر شهرهای عراق به وفور موجود است و به فروش می رسد. با توجه به این که احتمال خرید این ادکلن توسط زائران عتبات عالیات وجود دارد، در جلسات توجیهی قبل از سفر موضوع را به نحو مقتضی به زائران اطلاع رسانی کنند.»

سپس این اطلاعیه از سوی حراست سازمان حج و زیارت در اختیار اداره های حج استان ها قرار گرفته بود تا از این طریق، کارگزاران زیارتی و همچنین زائران ایرانی را آگاه کنند.

اما پس از گذشت مدتی از انتشار این اطلاعیه، مدیرکل حوزه ریاست و مدیر روابط عمومی سازمان حج و زیارت اعلام کرد که با توجه به پیگیر ی های صورت گرفته، گزارشی از این موضوع و خطری که این گونه زائران را تهدید می کند، نداشتیم و کماکان مشکلی نبوده است و زائران ایرانی هم مشکلی نداشته اند.



وزارت بهداشت چه می گوید؟

اما با این حال، ارسال این پیامک های هشداردهنده، موج نگرانی جدیدی را به وجود آورده که وزارت بهداشت را به واکنش وا داشته است.

مدیر کل نظارت بر فرآورده های آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو درباره خبر توزیع ادکلن های حاوی گازهای کشنده و سمی در عراق و احتمال ورود این فرآورده به داخل کشور، از مردم خواست تا در صورت مشاهده موارد مشکوک و مرتبط با این موضوع، سریعا دانشگاه های علوم پزشکی محل سکونت خود را در جریان امر قرار دهند.

دکتر عبدالعظیم بهفر عنوان کرد: سازمان غذا و دارو نیز به صورت غیررسمی در جریان امر قرار گرفته و طی چند روز اخیر مجدانه پیگیر این موضوع است که منبع خبر اطلاع رسمی را در راستای صحت و سقم مسئله در اختیار کارشناسان قرار دهد.

وی با بیان این که تاکنون شاهد تکذیبیه یا تاییدیه مرتبط با انتشار این خبر نبوده ایم، گفت: با توجه به این که نظارت بر فرآورده های آرایشی و بهداشتی جزو وظایف وزارت بهداشت است به دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور اعلام کردیم علاوه بر بازدیدهای روزمره خود، بازدیدهای میدانی مجددی انجام بدهند که اگر با این ادکلن برخوردند، سریعا آن را گزارش کنند.

بهفر با اشاره به این که تاکنون گزارش رسمی در این خصوص به سازمان غذا و دارو اعلام نشده است، گفت: بهتر است سایر سازمان ها در صورتی که به موارد این چنینی برخورد می کنند، آن را حتما به وزارت بهداشت که متولی امر است منعکس کنند تا بتواند آن را پیگیری کند و دقیق تر مورد آنالیز قرار دهد.

وی در پاسخ به این پرسش که علت دقیق مرگ عده ای از مصرف کنندگان این فرآورده در عراق چیست، اظهار کرد: متاسفانه همه اطلاع رسانی ها در این خصوص غیررسمی بوده است و این اخبار را تایید نمی کنیم.

با توجه به چنین شرایطی، به نظر می رسد بهتر است مسوولان در کنار هشدارهایی که به مردم داده و آنها را به احتیاط در برخورد با این موارد تشویق می کنند، با انجام دادن اقدامات عملی و پیگیری های بیشتر، درست یا غلط بودن اینگونه اخبار را در مدت زمان کوتاهتری مشخص کنند تا از بروز اخبار ضدونقیض و شایعه پراکنی ها جلوگیری شده و از نگرانی مردم در موقعیت های اینچنینی بکاهند.

مهارت کنترل خشم به همراه پاورپوینت

مهارت کنترل خشم:

خشم پدیده‌ای طبیعی بوده و مانند سایر احساسات نشانه سلامت، تندرستی و عواطف انسانی است. اما هنگامی كه از كنترل خارج شود می‌تواند به حسی مخرب و ویرانگر تبدیل شده و پیامدهای ناگواری در روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی به وجود آورد.

به نظر می رسد که در میان تمام حالات روحی و روانی که مردم سعی می کنند از آن ها بگریزند خشم ناسازگار ترین آن ها است.  خشم حالتی است که همه مردم در کنترل آن بسیار نا توانند...

ادامه نوشته

زندگی نامه کامل امام زمان (عج)

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست...

ادامه نوشته

اول مظلوم عالم...

 گریه بر چشم ها سنگینی می کند و هُرم سینه، لب ها را می سوزاند. بغض پشت در پشت در فرصت گریستن صف کشیده است. چراغ گریه بر افروخته شده و شعله شعله، در دل زبانه می کشد. هق هق گریه، شانه ها را می لرزاند. دیگر دل به دنبال واژه ها نمی گردد. اشک، بی بهانه سرازیر می شود.

امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه اش را ندیده بود. پدری دل سوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصه های همه را بر جان خود هموار می کرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.


(( شهادت اول مظلوم عالم حضرت علی بن ابیطالب  علیه السلام برشیعیان راستینش تسلیت باد )) 

به ادامه مطلب بروید...


ادامه نوشته

قرآن "باربی" وارد بازار شد!


***قرآن "باربی" وارد بازار شد!
طی چند روز اخیر جدیدترین نوع قرآن که «قرآن باربی» نامیده می شود وارد بازار بسیاری از کشورهای جهان اسلام و جهان عرب شده است.
این قرآن که منبع چاپ و تولید آن  مشخص نیست، در رنگ های مختلف به ویژه رنگ های شاد چاپ شده و به اصطلاح ظاهری فانتزی دارد و بیشتر به عنوان هدیه برای زنان مورد استفاده قرار می گیرد. صفحات داخلی این قرآن نیز رنگی است.
انتشار این قرآن در بازارها با واکنش شدید بسیاری از علما و چهره های سرشناس جهان اسلام و جهان عرب مواجه شده و آن را اقدامی توهین آمیز به قرآن کریم دانسته و خرید و فروش آن را نیز حرام اعلام کرده اند
.

( روزنامه قدس: 91/5/15)

هیولای باورنکردنی و وحشتناک 'منهتن'

***هیولای باورنکردنی و وحشتناک 'منهتن'
نیویورک یکی از شهرهای مشهور آمریکا از نظر صنعتی و تجاری است و دهها لابراتوار پزشکی و نظامی در حواشی این شهر مشغول تحقیق و فعالیت هستند. یکی از اتفاقات عجیب که هر از چندگاهی در این منطقه رخ می دهد ...

ادامه نوشته

شبهای قدر و وظایف روزه داران

اهمیت شب قدر در آیات و روایات
شب های قدر اوج معنویت رمضان است، شب هایی است که زندگی مومن در آن سراسر رنگ خدا می گیرد، پهنه ای است که ورزه دار، بر آن می ایستد و بر همه ما سوای حق پشت می کند و در خلوت پر راز شب با عبودیت محض در پیشگاه خدا همه چیز و حتی خود را به فراموشی می سپارد، از هر چه زمینی است می برد و با آسمان پیوند می خورد مجرد می شود و به عبادت خدای یکتا می ایستد پرده اسباب و قوانین و نوامیس جهان به یکسو می رود و مومن تنها خدا را می بیند که کارگزار همه هستی است و با گوش جان کلام خدا را می شنود و با دل در می یابد که کائنات چون گویی با چوگان امر الهی متحرکند و این امر او و راداه اوست که سیطره خویش بر همه چیز گسترده است.
قدر میعاد انسان با خداست، شب رنگ باختن جسم و حکومت روح است، شب حقارت ماده و عظمت معناست، شب تجلی معنویت دین و آسمانی شدن زمین است، شب همگامی سراسر وجود مومن با ژرفای فطرت الهی آنست...

ادامه نوشته

مولود رمضان

 میلاد با سعادت امام حسن علیه السلام را به پیشگاه آقا امام عصر و عاشقان حضرتش تبریک می گوییم. 


مولود رمضان:


امام حسن مجتبی علیه السلام:
(بدانيد كه‌ خدا شما را بيهوده‌ نيافريده‌ و سر خود رها نكرده‌ ، مدت‌ عمر شما را معين‌ كرده‌ ، و روزى‌ شما را ميانتان‌ قسمت‌ كرده‌ ، تا هر خردمندى‌ اندازه‌ خود را بداند و بفهمد كه‌ هر چه‌ برايش‌ مقدر است‌ به‌ او مى‌رسد ، و هر چه‌ از او نيست‌ به‌ او نخواهد رسيد ، خدا خرج‌ دنياى‌ شما را كفايت‌ كرده‌ و شما را براى‌ پرستش‌ فراغت‌ بخشيده‌ و به‌ شكرگزارى‌ تشويق‌ كرده‌ ، و ذكر و نماز را بر شما واجب‌ كرده‌ و تقوى‌ را به‌ شما سفارش‌ كرده‌ ، و آن‌ را نهايت‌ رضايت‌مندى‌ خود مقرر ساخته‌ . )              تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 234

شناسنامه اجمالی از دوران زندگی امام مجتبی علیه السلام

نام: حسن
كنیه: ابو محمد.
نام و كنیه آن حضرت را پیامبر اكرم (ص) تعیین فرمودند.
القاب: مجتبى، سید، سبط، زكى، تقى، حجت، برّ، امین، زاهد و طیب.
منصب: معصوم چهارم، امام دوم شیعیان و پنجمین خلیفه اسلامى.
تاریخ ولادت: نیمه ماه مبارك رمضان سال سوم هجرى. برخى نیز تولد آن حضرت را سال دوم هجرى دانسته‏اند. او نخستین فرزند امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) است.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى‏ كنونى).
نسب پدرى: امیرالمؤمنین، امام على بن ابى ‏طالب بن عبدالمطلب.
مادر: فاطمه زهرا، دختر پیامبر (ص).
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امیرالمؤمنین(ع)، در رمضان سال چهلم تا صفر سال پنجاه هجرى، به مدت 10 سال.
از این مدت، هفت ماه و 24 روز را عهده‏دار امر خلافت مسلمین بود و سپس طى صلحى، آن را به معاویة بن ابى سفیان واگذار كرد.
تاریخ و سبب شهادت: 28 صفر سال پنجاه هجرى، در سن 47 سالگى، به‏وسیله زهرى كه همسرش، جعدة بنت اشعث، به تحریك معاویة بن ابى سفیان، به آن حضرت خورانیده بود، پس از چهل روز مسمومیت و بیمارى، به شهادت نایل آمد.
محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه منوّره، در كنار قبر جدّه‏اش، فاطمه بنت اسد.
همسران: 1. ام بشیر بنت ابى مسعود. 2. خوله بنت منظور. 3. ام اسحاق بنت طلحه. 4. سلمى بنت امرء القیس. 5. جعده بنت اشعث. 6. ام كلثوم بنت فضل بن عباس. 7. هند بنت عبدالرحمن بن ابى بكر.
فرزندان:
الف) پسران: 1. زید. 2. حسن مثنى. 3. عمر. 4. قاسم. 5. عبدالله. 6. عبدالرحمن. 7. ابوبكر. 8. حسین اثرم. 9. طلحه.
ب) دختران: 1. ام حسن. 2. ام حسین. 3. فاطمه. 4. ام سلمه. 5. ام عبداللّه. 6. رقیه. برخى مورخان تعداد فرزندان امام حسن (ع) را بیش از این مى‏دانند؛ اما همگى اتفاق دارند كه نسل آن حضرت، تنها از طریق حسن مثنى و زید ادامه یافته است. از میان فرزندان امام حسن (ع) چهار تن در سرزمین كربلا، در ركاب عمویشان، امام حسین(ع) به شهادت رسیده و یكى از آنان (حسن مثنى) نیز در آن معركه به شدت زخمى شد و سپس بهبودى یافت.


اصحاب ویاران:

 
1. ابراهیم بن مالك اشتر.
2. عبداللّه بن عباس.
3. ابو ثمامه صیداوى.
4. جابر بن عبدالله انصارى.
5. جاریة بن قدامه.
6. جبلة بن على شیبانى.
7. حبیب بن مظاهر اسدى.
8. حذیفة بن اسید غفارى.
9. رفاعة بن شداد.
10. سعید بن قیس همدانى.
11. قیس بن سعد انصارى.
12. سعید بن مسعود ثقفى.
13. سلیم بن قیس هلالى.
14. صعصعة بن صوحان عبدى.
15. عامر بن واثله كنانى.
16. عمر بن ابى سلمه.
17. كمیل بن زیاد نخعى.
18. ابو مخنف، لوط بن یحیى.
19. مسیب بن نجبه فزارى.
20. میثم بن یحیى تمّار.
21. سعد بن مسعود ثقفى
.
زمامداران معاصر:
1. پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) (11-1 ق.).
2. ابى بكر بن ابى قحافه (13-11 ق.).
3. عمر بن خطاب (23-13 ق.).
4. عثمان بن عفان (35-23 ق.).
5. امیرالمؤمنین، على بن ابى‏طالب (ع) (40-35 ق.).
6. معاویة بن ابى سفیان (60-35 ق.).
از میان زمامداران فوق، پیامبر اسلام (ص) و امیرالمؤمنین (ع) علاقه و محبّت ویژه اى به امام حسن (ع) داشتند. سخنان و سیره عملىِ پیامبر اسلام(ص) با امام‏حسن و برادرش، امام حسین(ع) گویاى شدت محبّت آن حضرت به این دو بزرگوار بوده است كه مورخان و محدثان اهل سنّت و شیعه، آنها را به طور متواتر نقل كرده‏اند؛ از جمله، پیامبر اكرم (ص) درباره آنان فرمود:
«اَلْحَسَنُ و اَلْحُسَینُ سِیدا شَبابِ اَهْلَ الْجَنَّةِ»(1) و «رَیحانَتاىَ مِنْ هذِهِ الْاُمَّةِ»(2) و «هذانِ اِبْناىَ وَاِبْنا اِبْنَتىَّ، اَللَّهُمَّ اِنّكَ تَعْلم اِنّى اُحِبّهُهُما فَأحِبَّهُما»(3).
و در جاى دیگر فرمود:
مَنْ اَحبَّ الْحَسَنَ وَ الحُسَینَ أحَبَبتُهُ وَمَنْ اَحْبَبْتُهُ اَحبَّهُ اللّهُ، وَمَنْ اَحَبَّهُ اللَّهُ اَدْخَلَهُ الْجَنّةَ، وَمَنْ اَبْغَضَهُما اَبْغَضْتُهُ وَمَنْ اَبْغَضْتُهُ اَبْغَضَهُ اللَّهُ وَمَن أبْغَضَهُ اللّهُ اَدْخَلَهُ النار.(4)
همچنین درباره امام حسن (ع) فرمود: «حَسَنٌ مِنّی وَاَنَا مِنْهُ اَحَبَّ اللّهُ مَنْ اَحَبَّهُ».(5)
حضرت على (ع) نیز امام حسن (ع) را در همه امور كمك‏كار و در كنار خود داشت. وصیت‏هاى آن حضرت به امام حسن (ع) معروف و مشهور است و در نهج ‏البلاغه به تفصیل نقل شده است. آن حضرت به خاطر فضیلت‏ها و ارزش‏هایى كه در وجود امام حسن(ع) سراغ داشت، وى را وصى و جانشین و امام پس از خود معرفى كرد. در این باره ادله و حجت‏هاى بسیارى در دست است؛ از جمله، روایتى است از سلیم بن قیس هلالى كه گفت:
شَهِدْتُ اَمیرَالمُؤمِنینَ(ع) حینَ اَوْصى‏ اِلى‏ اِبْنِهِ الْحَسَن وَاَشْهَدَ عَلى‏ وَصیتِهِ الْحُسَینَ وَمُحَمّداً وَجَمیعَ وُلْدِهِ ورُؤَساءَ شیعَتِهِ وَاَهْلَ بَیتِهِ. ثُمَّ دَفَعَ الیهِ الْكِتابَ وَالسَّلاحَ وَقالَ لَهُ: یا بُنىّ أمَرَنی رَسُولُ اللّه (ص) اَنْ اَوْصى‏ اِلَیكَ وَاَدْفَعُ اِلَیكَ كُتُبى وَسَلاحی كَما اَوْصى‏ اِلَىَّ وَدَفَعَ اِلىّ كُتُبَهُ وَسَلاحَهُ، وَاَمرنی اَنْ آمُرَكَ اِذا حَضَرَكَ الْمَوْتَ أنْ تَدْفَعَها اِلى‏ اَخیكَ الَحُسَینَ....(6)
سلیم بن قیس گفت: من شاهد بودم آن زمانى را كه امیرالمؤمنین (ع) به فرزندش، امام حسن (ع) وصیت نمود و بر این وصیت، تمام فرزندان خویش، از جمله امام حسین، محمد بن حنفیه و رؤساى شیعه و اهل بیت خویش را گواه گرفت. سپس ودایع امامت، مانند كتاب و سلاح، را به امام حسن (ع) داد و به وى گفت: اى فرزندم! پیامبر گرامى (ص) به من دستور داد تا به تو وصیت كنم، سلاح و كتابم را به تو بدهم، همان طورى كه او به من وصیت كرد. آن حضرت به من دستور داد تا تو را امر نمایم به این كه هرگاه مرگ تو را فرا گیرد، آنها را به برادرت، حسین (ع) تحویل دهى (و امامت را به وى بسپارى).
سه خلیفه اوّل نیز با آن حضرت رفتارهاى مناسبى داشته و با دیده احترام مى‏نگریستند؛ اما معاویه، كه پس از شهادت امیرالمؤمنین، على (ع) خود را خلیفه بلامنازع مسلمانان مى‏پنداشت، با مكر و حیله، یاران و بزرگان قوم را از اطراف امام حسن (ع) دور كرده و آن حضرت را در میدان سیاست و حكومت تنها گذاشت.
امام حسن (ع) گرچه تلاش زیادى نمود تا در برابر تهاجم سنگین سیاسى و نظامىِ معاویه از خلافت به حق خویش دفاع كند، اما با خیانت بسیارى از سردمداران و كوتاهى سران اقوام و طوایف، آن حضرت با تعداد اندكى از شیعیان، تنها مانده و ناچار به صلح با معاویه شد. معاویه با این كه صلح‏نامه را با گواهى برخى از صحابه پیامبر (ص) امضا كرده بود، اما به آن پاى‏بند نبوده و بر خلافش عمل نمود؛ از جمله، براى قتل امام حسن (ع) مكر اندیشید و همسر آن حضرت را به مسموم و شهید نمودن ایشان وادار ساخت. 


رویدادهاى مهم:
1. از دست دادن جدّش، پیامبر اسلام (ص)، در سال یازدهم هجرى.
2. فشارهاى روانى مخالفان بر پدر و مادرش، پس از رحلت پیامبر اسلام (ص).
3. از دست دادن مادر خود، فاطمه زهرا (س)، در سال یازدهم هجرى.
4. حضور در برخى از جنگ‏هاى مسلمانان علیه مشركان، در عصر خلیفه دوم و خلیفه سوم.
5. ایجاد مهمان‏پذیر (مضیف) براى پذیرایى از مهمانان و مستمندان.
6. آبرسانى به خلیفه سوم، عثمان بن عفّان (كه در محاصره انقلابیون مسلمان قرار داشت).
7. همراهى با پدرش، حضرت على (ع)، در تصدىِ خلافت اسلامى، پس از كشته شدن عثمان بن عفّان به دست انقلابیون.
8. فرماندهىِ لشكر در جنگ‏هاى جمل، صفین و نهروان، در ركاب حضرت على(ع).
9. از دست دادن پدرش، حضرت على (ع)، در 21 رمضان سال 40 هجرى.
10. تصدىِ غسل، نماز و دفن پیكر امام على (ع) و پنهان نمودن قبرش از چشم مردم.
11. بیعت مردم با امام حسن (ع) در مسجد كوفه، پس از شهادت امیرالمؤمنین، على (ع).
12. تصدىِ خلافت اسلامى، در 21 رمضان سال 40 هجرى.
13. مكاتبات و ارسال پیام‏ها میان امام حسن (ع) و معاویه.
14. اعدام شدن دو جاسوس معاویه، در كوفه و بصره به فرمان امام حسن (ع).
15. اعلان جنگ معاویه علیه امام‏حسن(ع) و حركت لشكریان شام به سوى كوفه.
16. اعلان آماده‏باش سپاهیان امام حسن (ع) و تهیه مقدمات جنگ در شهرها.
17. خیانت برخى از فرماندهان سپاه امام حسن (ع) و پیوستن به سپاه معاویه.
18. زخمى شدن امام حسن مجتبى (ع) در ساباط مدائن به دست جراح بن سنان (یكى از منافقان فرقه خوارج).
19. افزایش توان نظامى و روحى سپاه معاویه و كاهش تدریجىِ سپاهیان امام‏حسن(ع).
20. پذیرش صلح تحمیلى با معاویه و واگذارى خلافت اسلامى به وى در جمادى الاوّل (یا ربیع الأول) سال 41 هجرى.
21. تعهد معاویه بر مفاد صلحنامه امام حسن (ع) و نقض آن، پس از سیطره كامل بر شهرهاى اسلامى.
22. بازگشت امام حسن (ع) و خاندان امیرالمؤمنین(ع) از كوفه به مدینه مشرفه.
23. دسیسه معاویه در بیعت گرفتن از مردم براى ولایت عهدىِ فرزندش، یزید و واهمه او از امام حسن (ع).
24. تحریك و فریب جعده بنت اشعث كندى، همسر امام حسن (ع)، توسط معاویه براى كشتن امام حسن (ع) به طور پنهانى.
25. مسمومیت امام حسن (ع) به دست همسرش، جعده بنت اشعث كندى و شهادت آن حضرت پس از چهل روز بیمارى، در 28 صفر سال پنجاه هجرى، در مدینه مشرفه.
26. ممانعت عایشه، همسر پیامبر (ص)، مروان و هواداران بنى‏امیه از دفن پیكر امام حسن (ع) در كنار مرقد مطهر پیامبر اكرم (ص).
27. دفن امام حسن(ع) درقبرستان بقیع، در جوار مرقد جده‏اش، فاطمه بنت‏ اسد(س).

پیشواى دوم، نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزیده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیرى از بیچارگان و درماندگان نیز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دل هاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهیدستان، و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت.

شیخ جعفر مجتهدی ره ( قسمت سوم)

ظلم در حق کودک معصوم

استاد محمد علی مجاهدی نقل کرده اند :

یک سال به اتفاق همسر و دختر چهار ساله‌ام عازم مشهد مقدس شده ‌بودیم. در همان روز ورود به مشهد بلافاصله پس از عتبه بوسی حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا – علیها آلاف التحیه و الثنا – توفیق زیارت  آقای مجتهدی را پیدا كردیم.
دخترم لباس عربی چین داری به تن داشت و درحیاط خانه سرگرم بازی بود.  آقای مجتهدی رو به من و همسرم كرده، فرمودند:
چرا در حق این كودك معصوم ظلم می‌كنید؟!
 شنیدن جمله عتاب آمیز آن مرد خدا برای ما بسیار سنگین آمد! زیرا در حد توانی كه داشتیم چیزی از دخترمان فرو گذار نمی‌كردیم.
هنگامی كه آن مرد خدا تعجب ما را دید، فرمود:...

ادامه نوشته

حقیقت فراماسونری چیست؟


فراماسونری چیست؟
 
می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن  نیستند  و  یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت  این  تشکیلات،  برای  ما  مسلمانان امری لازم و ضروری است.
کلمه ی  ماسون (mason)   یعنی  بنّا،  فراماسون (Freemason)  یعنی  بنّای  آزاد. ماسونری  یک تشکیلات منظم جهانی است که بر  ارکان  دولت های  جهان  و  اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و  بسیار  هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  یکی  از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist  = دجال)، یا  به  تعبیر  بعضی  از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود،  کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و  موفق  به  کشف  و  افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی  هستند  که:   «مسئله  یک  توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.»
 
کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن،  در  این زمینه  چنین  می گوید:   « دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر  و  سایر  اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری  جهانی  را  تشکیل  می دهند   که   از   باشگاه  رم ،    سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی   تا   سرسلسله ی   توطئه گران،   یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و  اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند.


در ادامه: شناخت ماهیت فراماسونری را در قالب فایل word  در چند بخش جهت تکمیل اطلاعات شما برای دانلود آماده کرده ام . انشاءالله که مفید واقع شود.

دانلود فایل     قسمت اول          (حجم 4/558 kB)

دانلود فایل     قسمت دوم         ( حجم 2/195 KB)

دانلود فایل     قسمت سوم        ( حجم 2/608 KB)

دانلود فابل     قسمت چهارم      ( حجم1/962 kB )

شیخ جعفر مجتهدی ره( قسمت دوم)


زندگینامه عارف بالله شیخ جعفر مجتهدی:(قسمت دوم)

ادامه مطالب پیشین...

احاطه مردان الهی به تمام علوم
از حكیم فرزانه آیت الله سیدعبدالكریم كشمیری نقل شد كه:
روزی خدمت آقای مجتهدی رفته و در محضرشان نشسته بودم، در این موقع طلبه‌ای وارد شده و بعد از مدت كوتاهی سؤالی بسیار صعب و دشوار مربوط به علم فلسفه مطرح نمود و خواستار جواب آن از جعفر آقا شد.
با خود گفتم: آخر ای‌ عزیز! این چه سؤالی است كه از ایشان می‌پرسی؟! ایشان كه فلسفه نخوانده‌اند.
جناب  جعفر آقا كه سر به زیر نشسته بودند بعد از كمی تأمل ناگهان سر خود را بلند كردند و شروع به پاسخ نمودند و آنچنان مسأله صعب فلسفی را حل كردند و پاسخش را به آن طلبه تفهیم كردند كه گویی تمام علم فلسفه در مشت این مرد خدا بود به طوری كه باید ملاصدرا هم بیاید و نزد ایشان فلسفه بیاموزد.
آقای كشمیری می‌فرمودند: من كه استاد فلسفه بودم از این جواب بسیار متعجب و متحیر گشتم.

 


سیره واقعی یک سالک الی الله
استاد مجاهدی حکایت جالبی از اقامت ایشان در کوه خضر نقل می کنند :
هنگامی كه حضرت آقای مجتهدی در قم اقامت داشتند با مسجد مقدس جمكران و كوه خضر (= در نزدیكی‌های روستای جمكران) بسیار مأنوس بودند. در آن زمان هنوز مسجد همان حالت قدیمی خود را داشت و معنویت عجیبی بر فضای آن حاكم بود و ایشان می فرمودند:
 مسیر عبور حضرت ولی عصر – ارواحنا فداه – از زمینی كه مسجد مقدس جمكران در آن واقع است. هنوز روشن و عطرآگین است و جان آدمی را می‌نوازد و آدمی را به خضوع و خشوع وا می‌دارد
برزمینی كه نشان كف پای تو بود              سال‌ها سجده صاحبنظران خواهدبود

كوه خضر نیز از اماكن مورد علاقه ایشان بود و در آن جا خلوت می‌كردند و به دعا و توسل می‌پرداختند. آن سال تصمیم گرفته‌بودند كه اربعینی را در كوه خضر سپری كنند و لذا ده روز پیش از فرا رسیدن ماه مبارك رمضان به كوه خضر رفتند و در اتاقی كه در آنجا بود ساكن شدند و ارتباطشان را جز با معدودی از دوستان قطع كردند.

بعد از گذشت روزها آخرین روز از ماه مبارك رمضان فرا رسید و جناب آقای مجتهدی فرموده بودند كه در آخرین روز ماه مبارك مهمان آقای حاج میرزا یدالله غروی خواهم بود.
حجت الاسلام غروی از علاقه‌مندان و اطرافیان حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی بودند و با آقای مجتهدی نیز الفتی دیرینه داشتند، منزل مسكونی ایشان درخیابان بهار بود و دوستان بعد از افطار برای دیدار آقای مجتهدی در آنجا جمع شده بودند و حضرت آقای مجتهدی پاسی از افطار گذشته بود كه آمدند.

ایشان در مدت این چهل روز به خاطر روزه داری و غذای بسیار كمی كه مصرف كرده بودند و نیز به علت شب زنده ‌داری‌ها و ریاضات شرعی، به طور محسوسی لاغر و تكیده شده ‌بودند ولی طراوت وجودی شان بیشتر از پیش به نظر می‌رسید.

پس از ورود به خانه و احوال پرسی از دوستان، دست و روی خود را در آب زلال حوضی كه در وسط حیاط بود شستشو دادند و بعد دستمالی از جیب پیراهن بلند عربی خود درآوردند و همین كه آن را باز كردند تا دست و روی خود را خشك كنند، حال ایشان منقلب شد! و انقلاب حال شان به خاطر مورچه‌ای بود كه در داخل دستمال دیده بودند!
 دستمال را آهسته جمع كرده و در جیب خود گذاشتند و فرمودند:
 « من ناخواسته این مورچه را از لانه خود دور كرده‌ام و آوارگی او را نمی‌توانم تحمل كنم! باید بروم! قبض او مرا آزار می‌دهد! »
دوستان هر چه اصرار كردند كه شما خسته‌اید و تازه از راه رسیده‌اید، اجازه دهید تا با ماشین سواری شما را تا كوه خضر همراهی كنیم، نپذیرفتند و فرمودند:
«  تاوان این غفلت، پیاده رفتن به كوه خضر و پیاده برگشتن است! »
حضرت آقای مجتهدی پیاده به كوه خضر رفتند و در جایی كه بیتوته می‌كردند مورچه را به لانه خود رهنمون شدند و پس از گذشت چند ساعت به قم بازگشتند.



وجود مشكلات به خاطر قطع صله رحم
آقای امیری می‌گفتند:
هنگامی كه خدمت آقای مجتهدی رسیدم به ایشان عرض كردم: مدتی است عیالم مریض می‌باشد و خود نیز دچار گرفتاری متعددی شده‌ام و به طور كلی زندگی نابسامانی پیدا كرده‌ام، اگر ممكن است دعایی بفرمایید تا گرفتاریهایم برطرف شود.
آقا تأملی كرده و فرمودند:
 بله، كسی كه رحمش را از خانه دور كند، این چیزها را هم دارد، پیر مردی از بستگانتان از شما دلگیر و ناراحت شده است، شما دل او را شكسته‌اید، او در آن حال آهی كشیده كه به سبب آن، گرفتاری به شما روی آورده‌است و تا هنگامی كه دل او را بدست نیاورید این گرفتاریها برطرف نخواهد شد و عیالتان روز به روز بدتر می‌شود.
آقای امیری می‌گفتند: هر چه در آن موقع فكر كردم چه كسی از من دل آزرده شده به نتیجه‌ای نرسیدم. وقتی به خانه رفتم مسأله را با عیالم در میان گذاشتم و او هم متوجه نشد. بالاخره آنقدر فكر كردیم تا اینكه پی بردیم جریان چیست.
قضیه از این قرار بود كه مدتی قبل پیر مردی درب منزل ما آمده و اظهار داشت: من از اقوام پدرتان هستم اما شما مرا نمی‌شناسید، اگر امكان دارد به من كمكی كنید.

بنده كه تا آن موقع او را ندیده بودم، گفتم: دروغ نگو، من تا بحال یكمرتبه هم تو را ندیده‌ام آنگاه درب را بر روی او بستم و او هم با ناراحتی بسیار آنجا را ترك كرد. وقتی متوجه شدم عیب كار از كجاست شروع به جستجو كردم و بعد از شناسایی آن پیرمرد فهمیدم راست می‌گفته و از اقوام دور ما محسوب می‌شود.

بالاخره به او كمك نموده و دل او را به دست آوردم و پس از آن زندگیم به حالت عادی بازگشت و گرفتاریهایم یكی پس از دیگری برطرف گردید و عیالم نیز سلامتیش را بدست آورد.

 

بدون گریه بر حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) نمی‌توانیم زنده بمانیم

جناب آقای حاج فتحعلی تعریف كردند:
در یكی از دفعاتی كه آقا مجتهدی در بیمارستان آیت الله گلپایگانی بستری شدند تمام اطباء بالاتفاق به آقا گفتند: شما اصلاً نباید گریه كنید، و در غیر این صورت نابینا خواهید شد. آقا در جواب به آنها فرمودند:
« ما بدون گریه بر حضرت امام حسین (علیه‌السلام) نمی‌توانیم زنده بمانیم. »

 
 
هر چه دارم از ناحیه حضرت علی اصغر (علیه‌السلام) است

جناب آقای جلالی نقل كردند:
روزی درخدمت آقای مجتهدی بودم ایشان در حالی كه بسیار منقلب بودند، تعریف كردند:
چند سال پیش كه در قم بسر می‌بردم روز عاشورا به شدت مریض بودم و به طوری درد سراسر وجودم را فرا گرفته بود كه نمی‌توانستم از رختخواب برخیزم.
طبق معمول همه ساله در آن روز هم مراسم عزاداری و قمه زنی در منزل برپا بود. در همان هنگام با حال سختی كه داشتم متوسل به حضرت علی‌اصغر (علیه‌السلام) شدم و حالتی به خصوص برایم پیدا شد و صحنه‌هایی را مشاهده كردم. از جمله دیدم سقف اتاق شكافته شد و نور عجیبی از آسمان به طرفم آمد به حدی آن نور شدید بود كه از شدت آن چشمانم را بستم و بعد از چند لحظه كه چشمانم را باز نمودم و سرم را بالا آوردم دیدم بانویی در حالیكه طفلی را در آغوش دارند در مقابلم نشسته‌اند.
در همان حال به من فهماندند كه آن دو بزرگوار حضرت رباب و حضرت علی‌اصغر (علیهما‌السلام) می‌باشند.
سپس ایشان فرمودند: آقای جلالی هر چه كه دارم و به هر كجا كه رسیده‌ام از ناحیه حضرت علی‌اصغر (علیه‌السلام) و توسل به ایشان بوده است.
اینجا بود كه كلام ایشان با گریه‌های پی در پی قطع و مجلس به یك جلسه توسل مبدل گشت...

 
 
دیدار آیت الله گلپایگانی با آقای مجتهدی
جناب حاج فتحعلی نقل كردند:
هنگامی كه حضرت آیت الله گلپایگانی می‌خواستند به دیدن آقای مجتهدی بروند به ایشان می‌گویند: جناب آیت الله گلپایگانی می‌خواهند به دیدن شما بیایند.
آقای مجتهدی می‌فرمایند:
خیر، ایشان از سادات هستند و درست نیست به دیدن ما بیایند، ما به دیدن ایشان می‌رویم.
در همین موقع بطور ناگهانی حال آقای مجتهدی به حدی دگرگون شد كه ایشان را به بیمارستان آیت الله گلپایگانی بردیم ولی آقا اجازه نمی‌دادند طبیبی ایشان را معاینه كند.
وقتی آیت الله گلپایگانی متوجه شدند كه آقای مجتهدی در بیمارستان بستری هستند برای دیدن ایشان به آنجا آمدند. همین كه آقای مجتهدی آیت الله گلپایگانی را دیدند گفتند:
آقا جان همینكه چشم شما به ما افتاد، ما خوب شدیم،
 و از روی تخت بلند شدند و به منزل رفتند.
بعداً آقای مجتهدی فرمودند:
« ما به بیمارستان رفتیم كه آیت الله گلپایگانی كه می‌خواهند به دیدن ما بیایند زحمت نكشند و به منزل بیایند. »


 
او از ما اهل بیت است
آقای حاج فتحعلی از قول حاج میرزا تقی زرگری تعریف كردند:
یك روز كه در منزل نشسته بودم زنگ خانه به صدا درآمد. وقتی درب را باز كردم، دیدم حضرت آیت الله مرعشی نجفی می‌باشند،
ایشان با حالتی شگفت زده فرمودند:
می‌دانید چه شده است؟
دیشب ائمه اطهار (علیهم ‌السلام) به من فرمودند:
كه ما مقام سیادت (منا اهل البیت) را به آقای مجتهدی داده‌ایم.
آقای زرگری می‌فرمودند بعد از شنیدن این مطلب نزد آقای مجتهدی رفته و مطلبی را كه آیت الله مرعشی گفته بودند، برایشان بازگو نمودم، آقا در حالی كه تبسمی بر لب داشتند، فرمودند:
مدتهاست كه این مقام را به ما مرحمت كرده‌اند، آقای مرعشی تازه دیشب متوجه شده‌اند.



به مقصد می‌رسانیم تا به مقصد برسیم
آقای حاج فتحعلی حكایت كردند:
روزی با آقای مجتهدی از كرج راهی تهران بودیم، در بین راه به سربازی برخورد كردیم. آقا فرمودند:
 او را سوار كنید.
 به امر ایشان او را سوار كرده تا اینكه به میدان آزادی در تهران رسیدیم. ما قصد داشتیم به خیابان ستارخان برویم و آن سرباز می‌خواست به پادگاه بی‌سیم عباس آباد برود و این دو مقصد حدود دو ساعت با هم اختلاف دارد لذا ابتدای خیابان آزادی توقف كردم تا او پیاده شود، در این هنگام آقا فرمودند:
آقا جان او را به مقصد برسانیم.
به ایشان عرض كردم:
 مسیر ما با او فرق دارد و اگر بخواهیم او را به مقصد برسانیم حدود دو ساعت طول می‌كشد.
ایشان فرمودند:
 اشكالی ندارد آقا جان ما این سرباز را به مقصد می‌رسانیم تا حضرت مولا (علیه‌السلام) انشاء الله ما را به مقصد برسانند
و سرانجام به دستور آقا آن سرباز را به مقصد رساندیم.

 

چشم پوشی از گناه و عنایت به جناب مجتهدی
آقایان چایچی و بیگدلی نقل كردند:
آقای مجتهدی فرمودند:
 در ایام نوجوانی كه به مدرسه می‌رفتم در بین راه به فقرا كمك می‌كردم. یك روز كه از مدرسه بر می‌گشتم در بین راه پیرزنی را دیدم كه مقداری اسباب و اثاثیه در دست دارد او از من خواهش كرد كه كمكش كنم و اثاثیه را به من داده و از جلو حركت كرد تا به منزلی رسیدیم، سپس درب را باز كرده و وارد خانه شد.
من نیز همراه او داخل شدم، كه ناگهان درب بسته شد و با چند دختر جوان روبرو شدم، آنها گفتند: شما به یوسف تبریز مشهور هستید و ما از شما خواسته‌هایی داریم كه اگر انجام ندهید كوس رسوایی شما را خواهیم زد.
ایشان می‌فرمودند:
یك لحظه تأمل كرده و نگاهی به اطراف انداختم، ناگهان چشمم به پله‌هایی افتاد كه به بام منتهی می‌شد، بلافاصله با سرعت به طرف پله دویده و به پشت بام رفتم، آنها هم به دنبال من به پشت بام آمدند.
با اینكه ساختمان سه طبقه عظیمی بود و دیوارهای بلندی داشت، با گفتن یك یا علی، بی درنگ از پشت بام خود را به داخل باغی كه جنب خانه قرار داشت پرتاب كردم.
همینكه در حال سقوط بودم دو دست زیر كف پاهایم قرار گرفت و مرا به آرامی پایین آورد.
ایشان فرمودند: از آن موقع تا الان پاهایم را بر زمین نگذاشته‌ام و هنوز روی آن دستها راه می‌روم...


جلوه حضرت امیر (علیه‌السلام)
آقای بیگدلی تعریف كردند:
روزی به عیادت آقای مجتهدی كه در بیمارستان ساسان تهران جهت عمل جراحی پروستات و كیسه صفرا بستری شده بودند رفتم. هنگامی كه خدمتشان رسیدم فرمودند:
آقا جان: اطلاع دارید چه شده است؟
عرض كردم خیر، مگر چه اتفاقی افتاده؟
فرمودند:
چند روز قبل شنیدم: جوان هجده ساله‌ای در طبقه بالا بستری است كه مبتلا به سرطان شده و قرار است او را عمل كنند،
پرسیدم اسم این جوان چیست؟ گفتند علی، گفتم: ایشان هم نام مولا علی (علیه‌السلام) باشد و سرطان داشته باشد؟ امكان ندارد، باید توسلی محضر مولا پیدا كرده و شفایش را بگیریم، آنگاه توسلی پیدا كردیم، در اثنای آن حضرت مولا علی (علیه‌السلام) در طبقه پنجم بیمارستان جلوه‌ای نمودند، بطوری كه نور عجیبی بیمارستان را روشن نموده و تمام پرسنل بیمارستان و بیماران، متوجه آن شدند و با این جلوه حضرت جوان سرطانی شفا یافت.

آنگاه به پرسنل بیمارستان گفتم: حضرت امیر (علیه‌السلام) این جوان  را شفا دادند و حتماً باید فردا قبل از عمل جراحی تحت معاینه پزشكان قرار گیرد، آنگه به اتاق عمل برود، روز بعد كه جوان را معاینه كردند، معلوم شد كه هیچ اثری از سرطان در بدن او باقی نمانده و در كمال صحت و سلامتی بسر می‌برد!

هنگامی كه رییس بیمارستان متوجه این ماجرا می‌شود می‌گوید اگر او سرطان را شفا می‌دهد چرا خودش به بیمارستان آمده و كیسه صفرا و پروستات كه دو عمل جراحی مهم است را انجام داده؟!
آنگاه نزد آقای مجتهدی آمده و با كمال بی‌ادبی و گستاخانه می‌گوید تو كه سرطان را شفا می‌دهی، چرا خودت در بیمارستان عمل كرده‌ای؟!

آقا هم به او می‌فرمایند:
چنانچه حضرت مولا علی (علیه‌السلام) به من اجازه دهند تمام بیماران این بیمارستان را كه هیچ، بلكه بیماران تمام بیمارستانهای موجود را با یك یاعلی شفا خواهم داد و سپس شروع كردند به خواندن این شعر از خواجه شیرازی:

به ولای تو كه گر بنده خویشم خوانی             از سر خواجگی كون و مكان برخیزم
 

 
عباس جان آب بیاور

حجت الإسلام اعتمادیان نقل كردند:
زمانی آقای مجتهدی در منزل یكی از رفقا برای ناهار دعوت شده بودند، هنگامی كه ایشان تشریف می‌آورند و صاحب خانه سفره غذا را پهن می‌كند متوجه می‌شود كه آب در سفره نمی‌باشد، در این موقع صاحب خانه به شخصی كه عباس نام داشت می‌گوید:
عباس جان آب بیاور.

به محض اینكه این جمله را می‌گوید، یكمرتبه آقای مجتهدی می‌فرمایند:
چه گفتید؟! عباس جان آب بیاور،
و چند مرتبه این جمله را تكرار كرده و به شدت منقلب می‌شوند و منتقل به روز عاشورا و آب آوردن حضرت ابوالفضل العباس (علیه‌السلام) می‌شوند و مجلس اطعام یكپارچه به عزا و گریه مبدل می‌شود و حاضرین تا مدتی به یاد سقای دشت كربلا می‌گریند.
 

جواب سلام خادم حرم حضرت علی ابن موسی الرضا – علیه السلام

آقای حمید حسنی‌طباطبایی تعریف می‌كردند:
در سفری كه حدود 35 سال پیش به مشهد داشتم، شنیدم كه حضرت آقای مجتهدی بعد از ظهرها به هنگام غروب ساعتی را در یكی از بقعه‌های باغ رضوان به سر می‌برند و من برای دیدن ایشان به آنجا رفتم.
مقبره، خیلی شلوغ بود و افراد زیادی در خدمت آقای مجتهدی بودند. متوجه شدم كه ایشان چشم خود را از در بقعه بر نمی‌دارند، انگار منتظر آمدن كسی هستند!
چند دقیقه‌ای گذشت و یكی از خادمان علی بن موسی الرضا (علیه السلام) درحالی كه شال سبزی به كمر بسته بود و گلابدانی در دست داشت، وارد بقعه شد. آقای مجتهدی از جای برخاستند و با احترام او را در كنار خود نشاندند و بیش از اندازه او را مورد عنایت قرار دادند.
وقتی كه او رفت، به من فرمودند:
سید بزرگواری است و امام رضا (علیه السلام) به او لطف خاصی دارند و بعد قسم یاد كردند و فرمودند:
هر موقع كه ایشان به حرم رضوی مشرف می‌شود و به محضر امام سلام می‌كند، جواب سلام او را می‌دهند و من این را به گوش خود شنیده‌ام و حكایت نقل گفته دیگران نیست!
ولی آقای مجتهدی نفرمودند كه آن سید خادم، خودش هم جواب سلام امام را می‌شنود یا نه.

 
عطر و نور اختصاصی اهل بیت (علیهم السلام )
استاد مجاهدی نقل می کنند :
جناب مجتهدی گاهی در اثنای ملاقات‌ها برای ایجاد اطمینان قلبی در دوستان و حاضران ، گاهی پرده از راز سیادت شان بر می‌داشتند و مثلاً می‌فرمودند كه:
در شما نور حضرت سجاد (علیه السلام) دیده می‌شود، و یا این كه شما سیادت خود را از حضرت جواد الائمه (علیه السلام) گرفته‌اید
 و این مسأله غالباً در مورد اشخاصی پیش می‌آمد كه اولین بار به ملاقات آن مرد خدا نایل آمده بودند. برای نمونه حتی یك مورد دیده و شنیده نشد كه ایشان در امر سیادت اشخاص و این كه نسب آنان به كدام یك از حضرات معصومین (علیهم السلام) منتهی می‌گردد، اشتباه كرده باشند كه بسیار عجیب به نظر می‌رسید.

روزی از ایشان سئوال كردم:
سیادت اشخاص را از كجا تشخیص می‌دهید؟ فرمودند:
هر یك از حضرات معصومین (علیهم السلام) عطر و نوری اختصاصی دارند كه رایحه و پرتوی از آنها به اعقاب این بزرگواران منتقل می‌گردد و تشخیص این امر برای كسانی كه با جلوات نوری این ذوات مقدس آشنایی دارند، كار دشواری نیست.

 


نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است!

آقای حسنی طباطبایی نقل كردند:
صبح یكی از روزهای ماه محرم پس از تشرف  به حرم مطهر كریمه اهل بیت حضرت معصومه (علیها السلام) به قصد زیارت  آقای مجتهدی حركت كردم. در زدم، كسی در را باز كرد و گفت:
حمید آقا! آقای مجتهدی منتظر شما هستند تا صبحانه را به اتفاق شما صرف كنند!
به خدمت ایشان شرفیاب شدم، سفره صبحانه پهن بود.
فرمودند:
صبحانه را بایستی با شما صرف می‌كردیم! خوش آمدید، بفرمایید!
در كنار آقای مجتهدی، كتاب گنجینه الاسرار مرحوم عمان سامانی ، قرار داشت. ایشان ضمن صرف صبحانه، اشاره‌ای به آن كتاب كردند و گفتند:
آقاجان! عمان سامانی در میان مرثیه سرایان حسینی مقام و منزلت ویژه‌ای دارد و بعد فرمودند:
اصلاً دستگاه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) یك دستگاه عجیبی است! نام مبارك ایشان هم خیلی بزرگ است. در نام مقدس «حسین (علیه‌السلام)» اسرار عجیبی نهفته است.
و پس از چند لحظه تأمل، فرمودند:
هر كس كه نام آقا امام حسین (علیه السلام) را بشنود از میزان انقلاب خاطری كه پیدا می‌كند پایه ایمانش را می‌توان فهمید. كسانی كه نام این بزرگوار را می‌شنوند و تغییر حالی در خود نمی‌بینند باید جداً نگران ایمان خود باشند!
نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است.
 


شدت محبت به اهل بیت و اطاعت از دستورات ائمه ( علیهم السلام )
جناب مجاهدی از خاطرات سفر خود به مشهد نقل کردند :
در یكی از سفرهای خود به مشهد مقدس پس از عتبه بوسی ثامن الائمه علی بن موسی الرضا – علیه آلاف التحیه و الثنا – و در خواست توفیق ملاقات با آن مرد خدا از پیشگاه حضرت، به طرف خانه آقای مجتهدی رهسپار شدم.

ایشان در آن موقع، در یكی از كوچه‌های فرعی خیابان سمرقند مشهد سكونت داشتند و من از قم برای آن مرد خدا چند مجلد كتاب كه مورد علاقه ایشان بود به همراه برده بودم و آن روز به هنگام عزیمت برای دیدارشان، آن‌ها را نیز با خودم برداشتم.

زنگ در را به صدا درآوردم. جناب آقای مجتهدزاده از دوستان یكرنگ و همدل و دیرینه آن مرد خدا در را باز كردند و پس از سلام و احوالپرسی به گونه‌ای كه رنجشی در من پیدا نشود، گفتند:
چون آقا حال‌شان مساعد نیست، استراحت كرده‌اند و هیچ كس را نمی‌پذیرند! این اولین بار بود كه پس از آشنایی با آقای مجتهدی با در بسته رو به رو می‌شدم! به ناچار خداحافظی كردم و برگشتم.
فردای آن روز مجدداً به دیدار آن مرد خدا رفتم ولی باز همان پاسخ دیروز را شنیدم! برای لحظاتی، پریشان خاطری عجیبی به سراغم آمد و در راه بازگشت به هتل محل اقامت، اعمال دیروز و امروز خود را دقیقاً مرور كردم تا ببینم در این سفر چه اشتباهی را مرتكب شده‌ام كه به دیدار آقای مجتهدی موفق نمی‌شدم؟!

 هر چه فكر كردم، راه به جایی نبردم! به همین جهت دچار قبض روحی عجیبی شدم و در آن لحظات، شرایط روحی بسیار دشواری را در فراق آن مرد خدا تجربه می‌كردم.

بار سوم كه خواستم به سراغ آقای مجتهدی بروم، تصمیم گرفتم نامه‌ای به ایشان بنویسم و مراتب دلتنگی خود را اظهار كنم.
به خاطر دارم نامه‌ای كه نوشتم بسیار كوتاه و در عین حال گویا بود. مطالب نامه را هنوز به یاد دارم:
بسمه تعالی
حضرت آقای مجتهدی!
با سلام و تجدید مراتب مودت و ارادت، این سومین بار است كه شرفیاب می‌شوم ولی توفیق دیدار حاصل نمی‌شود. علت آن را نمی‌دانم! ولی این قدر می‌دانم كه از ناحیه مخلص، قصوری سر نزده است تا مستحق این بی مهری باشم! با دو بیت از لسان الغیب حافظ شیرازی نامه را به پایان می‌برم و شما را به خدا می‌سپارم، خاطره تلخ این سفر را هرگز فراموش نخواهم كرد:

به حاجب در خلوت سرای خویش بگو        فلان ز گوشه نشینان خاص در گه ماست!
چو پرده‌دار به شمشیری می‌زند همه را       كسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند!
والسلام، ارداتمند:
محمدعلی مجاهدی (پروانه)
نامه را درون پاكت پلاستیكی كتاب‌ها گذاشتم و تصمیم گرفتم كه اگر این بار هم با در بسته رو به رو گردم، پاكت محتوی نامه و كتاب‌ها را به آقای مجتهدزاده تحویل دهم تا در اختیار آقای مجتهدی بگذارند!
به محض این كه زنگ در را به صدا درآوردم، آقای مجتهدزاده با حالت غمگین و افسرده به من گفتند:
هنوز نیاز به استراحت دارند و كسی را نمی‌پذیرند! من از شما شرمنده‌ام!

پاكتی را كه به همراه داشتم، به ایشان دادم و گفتم:
از طرف من با آقای مجتهدی خداحافظی كنید و این امانتی‌ها را به ایشان برسانید.

قبض روحی من دیگر حد و حصری نداشت. به هنگام بازگشت، مستقیماً به حرم حضرت مشرف شدم و عقده دل را گشودم و به آن امام رئوف عرض كردم:

هر بار كه توفیق زیارت مرقد نورانی شما را پیدا می‌كردم شرط قبولی زیارت خود را ملاقات این مرد خدا قرار می‌دادم، ولی در این سفر بر خلاف همیشه با دلی آكنده از ملال و حسرت به قم باز می‌گردم و فكر می‌كنم كه زیارت این بار من مورد قبول شما واقع نشده است. این خسران را چگونه باید باور كنم؟!

از حرم بیرون آمدم و با این كه ساعتی از ظهر می‌گذشت و بسیار گرسنه بودم، بدون خوردن غذا به اتاقی كه در هتل داشتم رفتم و روی تخت  دراز کشیدم.
محرومیت این سه روزه مرا از پای درآورده بود .
تصمیم گرفتم كه فوراً به قم باز گردم . به هر حال، ساعتی در كشمكش بودم كه از دفتر هتل به اتاق من زنگ زدند كه آقای مجتهدزاده آمده‌اند و می‌خواهند شما را ببینند! دریافتم كه فرجی شده و صبر سه روزه من كار خود را كرده است:

گفتم:
ایشان را راهنمایی كنید!
آقای مجتهدزاده به محض ورود به اتاق گفت:
فلانی! لباس بپوشید برویم، آقا منتظر است!

و هنگامی كه درنگ مرا دید، گفت:
خود كرده را تدبیر نیست! شما مگر نمی‌خواستید آقای مجتهدی را ببینید؟! بفرمایید برویم! آقا نمی‌خواستند شما ناراحت بشوید!
گفتم: چه كسی به شما گفت كه من در این هتل اتاق گرفته‌ام؟!
گفت:
آقا فرمودند:
 فلانی، گلایه ما را به امام رضا (علیه السلام) كرده‌است! همین الان بروید و ایشان را بیاورید و بعد نام و نشانی این هتل را به من دادند!
هنگامی كه در معیت آقای مجتهدزاده به خدمت آن مرد خدا شرفیاب شدم، صحنه‌ای  را دیدم كه هرگز تصور آن را نمی‌كردم!
حضرت آقای مجتهدی در رختخواب دراز كشیده بودند و آن جمال جمیل و صورت زیبا در اثر سكته مغزی به شكل عجیبی در آمده و وضع ظاهری صورت ایشان به كلی به هم ریخته بود به طوری كه نگاه خود را به نقطه دیگری معطوف كردم!

 در آن لحظه آرزویم این بود كه كاش آقای مجتهدی را به این وضع ندیده بودم!
ایشان، در حالی كه به سختی قادر به حرف زدن بودند و كلمات را نمی‌توانستند به درستی ادا كنند، فرمودند:
آقاجان، نمی‌خواستم شما من را در این حالت ببینید، چون می‌دانستم كه روحاً متألم خواهید شد، ولی وقتی گلایه مرا با حضرت در میان گذاشتید، ناچار شدم كه دنبال شما بفرستم!
 و پس از گذشت لحظاتی، فرمودند:
اصلاً ناراحت نباشید این دوره نقاهت كوتاه است!
از آقای مجتهدزاده پرسیدم:
چند روز است كه ایشان ملازم بسترند؟ و این حادثه چگونه اتفاق افتاده است؟! گفت:

پنج روز پیش به آقا اطلاع می‌دهند سید جوانی كه در همین  كوچه زندگی می‌كند، مدتی است به خاطر سكته مغزی فلج شده و قادر به حركت نیست و از نظر مالی چنان در مضیقه قرار گرفته كه همسرش با او ناسازگاری می‌كند و به وضع كودكان خود نمی‌رسد.

هنگامی كه  آقای مجتهدی به عیادت او می‌روند، از مشاهده زندگی آشفته و فقیرانه او متأثر می‌شوند و می‌گویند:
نمی‌توانم نگاه معصومانه و ملتمسانه این كودكان را تحمل كنم، و بلافاصله دست به دامان مولا می‌شوند و شفای آن سید جوان را تقاضا می‌كنند.
بعدها  آقای مجتهدی برای من تعریف كردند:
وقتی كه برای شفای عاجل آن جوان به مولا علی (علیه السلام) متوسل شدم، به من فهماندند كه باید از خود مایه بگذارم! به حضرت عرض كردم:
بابی انت و امی یا سیدی! در پیشگاه شما، جان چه ارزشی دارد؟! این جوان از ذراری شماست و من نمی‌توانم او را در این وضعیت مشاهده كنم. اگر با اهدای سلامتی من، مشكل او حل می‌شود، از جان و دل پذیرای این بلا هستم!
هنگامی كه  آقای مجتهدی به طرف خانه خود حركت می‌كنند به هنگام بازكردن در، دچار سكته مغزی می‌شوند و آن سید جوان در نهایت ناامیدی سلامتی خود را دوباره به دست می‌آورد!
این حادثه عجیب، آن روزها ورد زبان همسایگان و اهالی محل شده‌ بود و در همه جا از شفای معجزه آسای آن جوان صحبت می‌كردند، ولی نمی‌دانستند كه آن مرد خدا با گذشتن از سلامتی خود موجبات شفای او را فراهم آورده‌است!

پس از گذشت مدت كوتاهی، آقای مجتهدی سلامتی خود را باز یافتند و از آن پس با عزمی راسختر از همیشه، در راه گره گشایی از كار بندگان خدا گام بر می‌داشتند.

یادداشت: مخرن المعارف واللطایف

ادامه دارد...

 


گوگل لیست برترین کشورها در زمینه سرعت اینترنت را منتشر کرد.

   
گوگل لیست برترین کشورها در زمینه سرعت اینترنت را منتشر کرد. ◄ خبر اینترنتی ►

گویا آی تی: بزرگترین شرکت اینترنتی دنیا یعنی گوگل، لیستی از ۱۰ کشور برتر دنیا در زمینه اینترنت موبایل و اینترنت دسکتاپ را منتشر کرد. اوایل ماه جاری شرکت گوگل سرعت اینترنت موبایل و اینترنت دسکتاپ را در ۵۰ کشور دنیا اندازه گیری کرد . این اندازه گیری مربوط به سرعت بارگذاری صفحات وب میباشد که در کامپیوترها و موبایل ها انجام شده است.


در صدر جدول مربوط به سرعت اینترنت دسکتاپ، نام کشور اسلواکی به چشم میخورد که میانگین بارگذاری صفحات در آن ۳٫۳ ثانیه می باشد. کمترین سرعت در بین این ۵۰ کشور، مربوط به اندونزی میباشد که میانگین زمان بارگذاری صفحات در آن ۲۰٫۳ ثانیه است.

در زمینه اینترنت موبایل و سرعت بارگذاری صفحات، کره جنوبی در صدر جدول قرار دارد که میانگین زمان بارگذاری صفحات ۴٫۸ ثانیه اندازه گیری شده است . آخرین کشوری که در لیست ۵۰ تایی گوگل در زمینه اینترنت موبایل قرار گرفته است ، همسایه جنوبی کشور ما یعنی امارات متحده عربی است . میانگین زمان بارگذاری صفحات در این کشور حدود ۲۶٫۷ ثانیه اندازه گیری شده است .

اما در پایان لیستی از ۱۰ کشور برتر دنیا ( یا همان Top Ten ) را مشاهده خواهید کرد . البته لیست ۱۰ کشوری که در پایین ترین جدول قرار گرفته اند را نیز میتوانید مشاهده کنید ( عدد مقابل نام هر کشور مربوط به میانگین زمان بارگذاری صفحات میباشد ) .

۱۰ کشور بالای جدول در زمینه اینترنت دسکتاپ

۱- اسلواکی ( ۳٫۳ )

۲- کره جنوبی ( ۳٫۵ )

۳- جمهوری چک ( ۳٫۷ )

۴- هلند ( ۳٫۹ )

۵- ژاپن ( ۴ )

۶- دانمارک ( ۴٫۳ )

۷- سوئیس ( ۴٫۳ )

۸- سوئد ( ۴٫۵ )

۹- بلژیک ( ۴٫۶ )

۱۰- نروژ ( ۴٫۸ )

۱۰ کشور پایین جدول در زمینه اینترنت دسکتاپ

۱- شیلی ( ۱۰ )

۲- کلمبیا ( ۱۰٫۲ )

۳- پرو ( ۱۱٫۷ )

۴- برزیل ( ۱۱٫۸ )

۵- آرژانتین ( ۱۲٫۸ )

۶- مالزی ( ۱۴٫۳ )

۷- ونزوئلا ( ۱۴٫۹ )

۸- هند ( ۱۵٫۱ )

۹- فیلیپین ( ۱۵٫۴ )

۱۰- اندونزی ( ۲۰٫۳ )

۱۰ کشور بالای جدول در زمینه اینترنت موبایل

۱- کره جنوبی ( ۴٫۸ )

۲- دانمارک ( ۵٫۲ )

۳- هنگ کنگ ( ۵٫۹ )

۴- نروژ ( ۶ )

۵- سوئد ( ۶٫۱ )

۶- استونی ( ۶٫۲ )

۷- جمهوری چک ( ۶٫۳ )

۸- ژاپن ( ۶٫۴ )

۹- رومانی ( ۷٫۵ )

۱۰- اسلواکی ( ۷٫۶ )

۱۰ کشور پایین جدول در زمینه اینترنت موبایل

۱- مالزی ( ۱۲٫۷ )

۲- اندونزی ( ۱۲٫۹ )

۳- سنگاپور ( ۱۲٫۹ )

۴- مکزیک ( ۱۴٫۱ )

۵- برزیل ( ۱۵٫۸ )

۶- آرژانتین ( ۱۶٫۳ )

۷- هند ( ۱۶٫۴ )

۸- تایلند ( ۱۷٫۴ )

۹- عربستان ( ۲۱٫۲ )

۱۰- امارات ( ۲۶٫۷ )

(یادداشت : سوسا وب تولز)

شیخ جعفر مجتهدی ره (قسمت اول)


  زندگینامه جناب شیخ جعفر مجتهدی اعلی الله مقامه:  

ولادت

جناب شیخ جعفر مجتهدی در اول بهمن ماه 1303 هـ.ش در خانواده‌ای متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند.
خانواده‌ای كه از نظر نجابت و اصالت جزء خانواده‌های مشهور آن سامان به شمار می‌آمد.
..

ادامه نوشته

سوره های نصر،مسد،توحید،ناس و فلق

فضیلت و خواص سوره نصر
یکصد و دهمین سوره قران کریم است که مکی  و 3 آیه دارد. این سوره را «تودیع» (1) نیز نامیده اند.
سوره نصر را آخرین سوره نازل شده بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم می دانند. عبدالله بن عمر می گوید: این سوره در اواسط ایام تشریق بر رسول خدا نازل شد که سال وداع بود. وقتی سوره نصر نازل شد پیامبر فرمود: من امسال از دنیا می روم و در همان سال نیز از دنیا رفت.ایشان در آن سال وقتی معاذ بن جبل را به یمن می فرستاد به او فرمد: دیگر مرا نخواهی دید.(2
) ...

ادامه نوشته

اطاعت


اطاعت

حق امام برمردم:

ابوحمزه می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: حق امام بر مردم چیست؟ حضرت فرمودند:

« حق امام بر مردم آن است که سخنش را بشنوند واز او اطاعت کنند.» (1)

امام صادق علیه السلام فرمودند :

« شنیدن واطاعت کردن ، درهای خیر هستند، کسی که بشنود وفرمان ببرد ،حجت ودلیلی بر علیه او نیست ، ولی کسی که بشنود وفرمان نبرد حجت وعذری از او پذیرفته نخواهد شد.» (2)

همچنین فرمودند:

« ما گروهی هستیم که خداوند اطاعت از ما را واجب کرده است.» (3)


نتیجه اطاعت کردن از ائمه علیهم السلام :

پیامبر اکرم صلی الله  فرمودند :

« هر کس دوست دارد مانند پیامبران زندگی کند ومانند شهیدان بمیرد ودر بهشتی که خداوند رحمان ( درختان آن را) کاشته است ساکن شودباید علی را دوست بدارد وبا دوست او دوستی کند وبه امامان بعد از او اقتدا نماید ( دنباله روی آن ها باشدوامرشان را اطاعت کند.) زیرا آنها عترت (خانواده) من هستند واز طینت( گل) من آفریده شده اند، خداوندا فهم وعلم مرا به آنها روزی کن ، ووای بر آن ها که از امت من هستند وبا این امامان مخالفت می کنند ، خداوندا مرا به آن ها نرسان.» (4)


یکی از اوامر مهم امام زمان عج الله:

« واکثروا الدعا بتعجیل الفرج. »

 وبرای زودتر واقع شدن امر فرج بسیار دعا کنید.   (5)

                 

                   اماما ! کلامتان را شنیدیم واطاعت می کنیم .                          تمام ساعات عمرمان را معطر به « ذکر فرج » خواهیم کرد           

هرکه را می نگرم درپی یک بیمه بود    شکرحق بیمه من ذکر دعای فرج است

 

پی نوشته ها :

1-     1-  اصول کافی، کتاب الحجه، باب حقوق واجب امام بر رعیت ورعیت بر امام ، حدیث

2-    2-   همان ، باب وجوب اطاعت از ائمه ، حدیث 17

3-     3-  همان ، حدیث 3  

4-     4-  همان ، باب آنچه که خدا و رسولش واجب کرده اند از همراه بودن با ائمه، حدیث3

5-     5- کمال الدین وتمام النعمه ، باب 45 ، حدیث 4

 

 

خیانت



باسم رب القائم

خیانت


1- امام زمان عج الله در نامه ای به اسحاق بن یعقوب مرقوم فرمودند:

(( واکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم)): برای تعجیل در امر فرج بسیار دعا کنید که همان فرج شماست.)) (1)

2- مرحوم آیت الله مجتهدی از علمای تهران نقل کردند:
  شبی در نجف ، بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آیت الله مدنی وخلوت شدن مسجد ناگهان دیدم آقای مدنی شروع کرد به گریستن. چون به من اظهار لطف داشتند به خودم جرات دادم واز ایشان علت گریه را آن هم این طور ناگهانی پرسیدم. ایشان فرمودند: بعد از نماز یکی به من گفت : امام زمان عج الله را دیده است که به او فرموده اند:
(( ببین این شیعیان بعد از نماز بلافاصله به سراغ کارهای خود رفتند وهیچ کدام برای فرج من دعا نکردند.))
من هم تا این را شنیدم متاثر شدم و گریستم .آیت الله مجتهدی فرمودند:بعدا متوجه شدم امام زمان عج الله این گلایه را به خود ایشان کرده بود. (2)
3- مرحوم آیت الله بهجت فرمودند:
مداحی که حال خوبی هم دارد ،به خدمت صاحب الامر رسیده وآن حضرت به او فرموده است:  
« بعد از صلوات بر محمد وآل محمد گفته شود وعجل فرجهم » (3)
4- ونیز فرمودند:
کسانی که در خواب یا بیداری تشرف حاصل نموده اند ،از آن حضرت شنید ه اند که فرموده است :
« برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید.» (4)
5- همچنین فرمودند:
خود او در مسجد سهله ، جمکران در خواب یا بیداری در گوش افرادی از دوستانش بدون این که اورا ببینند، فرموده است:
« فرج من نزدیک است ، دعا کنید.» یا به نقلی فرموده : « فرجم نزدیک شده، دعا کنید بدا حاصل نشود » (5)
6- وباز فرمودند:
آقایی که زیاد به مسجد جمکران می رفت ، می گفت : حضرت غائب را در مسجد جمکران دیدم به من فرمود:
« به دلسوختگان ما بگو برای ما دعا کنند.» ویک مرتبه از نظرم غائب شد،نه این که راه برود وکم کم از نظرم غائب شود.(6)
7-    خطیب توانا وسخنور دانشمند حجت الاسلام کافی نقل کردند:
یک نفر از رفقا از یزد نامه ای به من نوشته ، آدم خوبی است از عاشقان امام زمان عج الله است ، از رفقای من است.در نامه چیزی نوشته که مرا چند روز است منقلب کرده ، گر چه این پیغام خیلی به علماء رسیده، به مرحوم مجلسی گفته، به شیخ مرتضی انصاری گفته، به مرحوم شیخ عبدالکریم حائری گفته، به مرحوم آفا سید ابوالحسن اصفهانی گفته ،به بعضی از اوتاد دیگر گفته.
این بنده خدا نوشته : من چهل شب چهار شنبه از یزد می آمدم مسجد مقدس جمکران ، توسلی وحاجتی داشتم. شب چهار شنبه چهلمی، دو هفته قبل بود. در مسجد جمکران خسته بودم، گفتم ساعتی اول شب بخوابم، سحر بلند شوم برنامه ام را انجام بدهم.در صحن حیاط هوا گرم بود، خوابیده بودک یک وقت دیدم از در مسجد مقدس جمکران یک مشت طلبه ها ریختند تو، گفتم چه خبر است؟ گفتند آقا آمده. من خوشحال دویدم رفتم جلو، آقا را دیدم اما نتوانستم جلو بروم.گفتم: آقا آمده اند که آمده باشند.حضرت فرمودند:« برو به مردم بگو دعا کنند خدا فرجم را نزدیک کند.»
به خدا قسم آی مردم دعاهاتان اثر دارد.ناله هاتان اثر دارد. خود آقا به مرحوم مجلسی فرموده :
« مجلسی به شیعه ها بگو برایم دعا کنند .» هی پیغام می دهد به خدا دلش خون است. (7)
8- یکی از شاگردان مرحوم آیت الله بهاءالدینی می گوید:
سال های بسیاری در قنوت نماز حضرت آیت الله بهاءالدینی آیات نورانی قرآن کریم ودعاهای مرسوم را می شنیدیم تا اینکه ناگهان متوجه شدیم نوع کلمات وعبارات ایشان تغییر یافته است.وقتی دستان خود را مقابل صورت می گرفتند برای حضرت مهدی عج الله دعا می کردند : اللهم کن لولیک الحجه... روزی که در محضر آقا بودیم وفرصت مناسبی فراهم شد از تغییر رویه ایشان پرسیدیم، به یک جمله بسنده کردند: « حضرت پیغام دادن در قنوت به من دعا کنید» (8)
9- یکی از علمای وارسته وبرجسته نجف به کربلا مشرف می شود ودر حرم مطهر امام حسین علیه السلام به محضر امام عصر عج الله شرفیاب می گردد ، حضرت به او می فرمایند:
«  فلانی ببین این جا که دعا مستجاب است مردم به فکر من نیستند وبرای فرج من دعا نمی کنند.» سپس حضرت تصرف ولایتی می فرمایند وآن عالم ربانی خواسنه های مردم را می شنود که هر کدام برای حوائج شخصی خود دعا می کنند. امام می فرمایند: « شنیدی ، حتی یک نفر از این زائرین نگفت: خدایا فرج مهدی را برسان.» (9)
10- حاج محمد علی فشندی تهرانی می گوید:
در مسجد جمکران قم اعمال را به جا آوردم وبا همسرم می آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده وقصد دارند طرف مسجد بروند . گفتم این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده وتشنه است. ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد،پس از انکه ظرف آب را پس داد گفتم :آقا شما دعا کنید وفرج امام زمان را از خدا بخواهیدتا امر فرجش نزدیک گردد. فرمود:
« شیعیان ما به اندازه آب خوردنی مارا نمی خواهند، اگر بخواهند دعا می کنند وفرج ما می رسد.»
این را فرمود وتا نگاه کردم آقا را ندیدم . فهمیدم وجود اقدس امام زمان عج الله را زیارت کردم وحضرتش امر به دعا نموده است. (10)
                    واین تاکیدات وسفارشات همچنان ادامه دارد...
حال به این کلام نورانی دقت نمایید:
ابوبصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند:

« هر که از یاران ما که یکی از برادران (دینی اش) در مورد کاری از او کمک ویاری بخواهد ولی او تا آنجا که می تواند در آن کوشش نکند ، به رسولش و مومنین خیانت کرده است.» پرسیدم منظور شما از مومنین چه افرادی هستند؟حضرت فرمودند: « از زمان امیرالمومنین تا آخر الزمان » (11)

کامل ترین و مظلوم ترین مومن عالم یعنی امام زمان عج الله ،با تاکید وتکرار فراوان از ما طلب کمک ویاری نموده ودعای زیاد برای فرجش از ما خواسته است. حال اگر ما در راه یاری اماممان آنچه در توان داریم به کار نگیریم وروز وشبمان را با ذکر فرج منور نسازیم ، به تصریح امام صادق علیه السلام در حق خدای عزوجل ورسول گرامیش وائمه اطهارعلیهم السلام خیانت کرده ایم .


( دعای همیشگی برای فرج را با سعی وتلاش در انجام واجبات و ترک گناهان همراه کنیم. )
ادامه دارد...

پی نوشته ها:
1)    کمال الدین وتمام النعمه،باب 45 حدیث 4
2)    میر مهر ،صفحه 53
3)    در محضر آیت اللهخ بهجتف ج3 ص60
4)    همان،ج1 ص 118
5)    همان، ج1 ص 108
6)    همان، ج2 ص118
7)    ملاقات با امام زمان در مسجد مقدس جمکران، ص158
8)    آیت بصیرت ، ص 107
9)    مجله موعود، شماره 13، مقاله آقای هاشمی نژاد
10)    شیفتگان حضرت مهدی عج الله ،ج1 ص155
11)    اصول کافی ، کتاب ایمان وکفر، باب کسی که برای برادر دینی خود خیر اندیشی نکند،حدیث 3
 

 

                                                       

سوره های همزه،فیل،قریش،ماعون،کوثر،کافرون

فضیلت و خواص سوره همزه
یکصد و چهارمین سوره قرآن که در مکه نازل شده است و 9 آیه دارد.
در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام آمده است: هر کس سوره همزه را در نمازهای واجبش قرائت کند فقر او زایل می گردد و روزی به سوی او جلب شده و مرگ های بد از او دور می شود.(1)
همچنین روایت شده است: هر که در نمازهایش سوره همزه را قرائت کند به اندازه دنیا ثواب به او داده می شود.(2)
از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم نیز نقل شده است: هر که این سوره را قرائت نماید به تعداد کسانی که حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم و یارانش را مسخره کردند ده حسنه عطا می شود.(3) ...

ادامه نوشته

ماجرای عمل بدون بی‌هوشی علامه طباطبایی:

ماجرای عمل بدون بی‌هوشی علامه طباطبایی:


حجت‌الاسلام جاودان از علمای اخلاق تهران ضمن ارائه تعریفی از «انسان کامل» و راه رسیدن به این مهم، ماجرای عمل بدون بی‌هوشی چشم علامه طباطبایی(ره) در لندن را بیان کرد...

ادامه نوشته

سوره های بینه،زلزال،عادیات،قارعه،تکاثر،عصر

فضیلت و خواص سوره بینه
نود و هشتمین سوره قرآن است که مدنی و 8 آیه دارد وبه نام های «البریة، لم یکن» (1) نیز شهرت دارد.
در فضیلت این سوره از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر که سوره بینه را قرائت کند از مشرکان به دور است و جزو پیروان دین محمد صلی الله علیه و آله  وسلم بوده و خداوند او را به مومن محشور کرده و به آسانی از او حسابرسی می کند.(2)
از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: وقتی خداوند قرائت این سوره را می شنود می گوید به بنده من بشارت دهید به عزت و جلا لم سوگند چنان بهشت را برای تو فراهم می کنم که راضی شوی.(3)...

ادامه نوشته

حضرت خدیجه کبری

سالروزوفات ام المومنین حضرت خدیجه کبری رابه عموم شیقتگان حضرتش تسلیت می گوییم. 

فصل اول: سيره و سيماي حضرت خديجه (سلام الله عليها)

الف: شناسنامه خديجه
حضرت خديجه پانزده سال قبل از عام الفيل وشصت وهشت سال قبل ازهجرت نبوي در شهر مکه ديده به جهان گشود وپس ازشصت وپنج سال زندگي با شرافت وفضيلت سرانجام در تاريخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل ازهجرت رسول خدا به مدينه به لقاءالله پيوست .
نام او خديجه ،و کنيه اش «ام هند» نام پدرش « خويلد ابن اسد » ونام مادرش « فاطمه دخترزائدة بن الاصم»مي باشد.1
پدر ومادر خديجه با چند واسطه به « لويّ بن غالب» مي رسد که جدّ اعلاي پيامبر خداست و مادرمادر خديجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پيامبر اسلام است. بنابراين خديجه هم از طرف پدر وهم از سوي مادرش با پيامبر اسلام هم نسب مي باشد. 2
ب: ازدواج خديجه
خديجه به وسيله قرابت فاميلي با رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم ) از يک طرف و ملاحظه اخلاق حميده او در بازرگاني ازطرف ديگر ، وشنيدن اخباررسالت از علماي يهود ونصاري ازسوي سوم ، عاشق دلباخته معنوي پيامبر بود  و گاهي در اين را ه گريه مي کرد ! و در شب هايي خواب به چشم اوفرو نمي رفت . ولذا مشکل خود را با پسر عمويش که عالم برجسته نصارا بود در ميان گذاشت، او دعايي نوشت ، وخديجه آن را زير بالشش گذاشت و شبانه در عالم خواب پيامبر را ديد ، وآينده برايش روشن شد ، و چون چشم برگشود ديگربه خواب نرفت و سرانجام کنيزش نفيسه دختر ــــ وبه قولي خواهرش را به سراغ پيامبر فرستاد و رسماً در خواست ازدواج کرد.3
خديجه با تلاش پيگيروتمهيد مقدمات عاقلانه ، به ويژه با تدبير پسر عمويش، ورقة بن نوفل ، سرانجام به مقصود خود رسيد ، و فرزندان هاشم را که ستارگان حجاز بودند به خانه خود جذب کرد ، آنان در حالي که رسول خدا را با تمام عزت واحترام در ميان گرفته بودند ، براي اجراي عقد به حضور خديجه رسيدند ، و خطبه عقد با يک برنامه جالب اجراشد وپس از مراسم ، يادگار عبدالله در کنار عمويش ابوطالب عازم خانه پيشين گشت ، ولي خديجه همراه با مهرومحبت ويژه دامن محمد را گرفت و گفت « سيدي !إلي بيتک فبيتي بيتک و أنا جاريتک !؛اي مولايم ! بيا به خانه خودت ، خانه من خانه تواست ، و من نيز کنيز تو هستم .»4
خديجه به اين طريق زندگي مشترک خود را با آن حضرت شروع کرد .
درعصرجاهليت که وجود زن پاکدامن بسيار کم بود، وبسياري اززنان به انحراف هاي عصر جاهلي آلوده بودند، حضرت خديجه به خاطر قداست و پاکي در همه ابعاد ، به عنوان « طاهره» [پاک سرشت وپاک روش]خوانده مي شد
ج : القاب خديجه قبل از اسلام
القاب خديجه (سلام الله عليها ) قبل از اسلام بسيار بوده است که کتابهاي بسياري در مورد آن سخن رانده اند و از جمله القاب عبارتند از:
    1.حضرت خديجه (سلام الله عليها )قبل از ولادت ، درکتاب آسماني انجيل که بر حضرت عيسي نازل شد به عنوان ـ بانوي مبارکه و همدم مريم در بهشت » ياد شده است ، در آنجا که در توصيف پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله ) خطاب به عيسي چنين آمده:
(نسله من مبارکة ، وهي مونس أمک في الجنة)5
«نسل او از مبارکه (بانوي پربرکت) است که همدم مادرت مريم در بهشت مي باشد »  
     2.درعصرجاهليت که وجود زن پاکدامن بسيار کم بود، وبسياري اززنان به انحراف هاي عصر جاهلي آلوده بودند، حضرت خديجه به خاطر قداست و پاکي در همه ابعاد ، به عنوان « طاهره» [پاک سرشت وپاک روش]خوانده مي شد.
    3 . ونيز شخصيت خديجه در همان عصر آن چنان چشمگير و مورد احترام خاص وعام بود که اورا با عنوان «سيده نسوان» [سرور زنان ] مي خواندند.6
فصل دوم : فضايل خديجه درقرآن و روايات
الف: ايمان و فداکاري خديجه
خديجه زني با فضيلت وداراي کمالات علمي و معنوي بود ، ودر اثر معاشرت با پسر عمويش که عالمي دانا و دانشمند بود وبه رسالت پيامبر خدا در آينده ايمان داشت. مي دانست که رسول خدا به پيامبري خواهد رسيد.
خديجه ازعلماي ديگر يهود ونصارا نيز سخناني در تأييد نبوت پيامبر شنيده بود، وازهمه مهم تر در سفر بازرگاني آن حضرت به سرزمين شام ازطريق غلامش« ميسره» که همراه کاروان بود، اطلاعات زيادي از کرامات و معجزات آن بزرگوار شنيده وبر عشق وايمانش افزوده بود. لذا با ورقة بن نوفل رازدل گشود وخواهان وصلت با پيامبر شد .
همه اينها حاکي ازايمان خديجه به رسالت پيامبر بود که سالها قبل ازبعثت آن حضرت اتفاق افتاده ، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهي نخستين شخصي که به وي ايمان آورد خديجه بود.7
امير مؤمنان در «خطبه قاصعه»مي فرمايند : روزي که رسول خدا به پيامبري رسيد،نور اسلام  به هيچ خانه اي وارد نشد جز به خانه پيامبر وخديجه که من سومين نفرآنان بودم که نور وحي و رسالت را مي ديدم و عطر نبوت را استشمام مي کردم .8
خديجه ازنظر ايمان وعقيده به جايي رسيده بودکه خدا وپيامبر و ملائکه اورا دوست داشتند ،وبر ايمان اومباهات مي کردند ، واو را افضل زنان پيامبر و جزء برترين زنان عالم و جهان معرفي مي نمودند !
خديجه زني است که پيامبر خدا در حق او مي گويد :اي خديجه!خداوند متعال هر روز به وجود توچندين بار به ملائکه اش مباهات مي کند .9
آري !خديجه زني بود که در اثر ايمان و فداکاري به جايي رسيد که خداوند به اوسلام رساند . اونه تنها اين همه ناملايمات را تحمل کرد،بلکه تمام تلخي هاي سياسي واجتماعي آن روز را که قلب نازنين پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) را مجروح مي ساخت ترميم نمود ، و وي رادر ادامه سيرالهي اش ياري داد، ومايه آرامش شوهر گشت!
ب:خديجه در قرآن
حضرت خديجه نخستين ام المؤمنين است که در قرآن مجيد به عنوان يکي از زنان پيامبر مورد توجه است، وبه طور شخصي نيز در سوره «ضحي» آيه هشتم به نام واوصاف او اشاره گرديده است.
قبلا خاطر نشان گرديد که حضرت خديجه قبل ازازدواج  با پيامبر ثروتمند ترين شخص جزيرة العرب بود، وحدود هشتاد هزار شتر داشت و کاروانهاي تجارتي اوشب و روز در طائف ويمن وشام ومصر وساير بلاد در حرکت بودند، برده هاي بسيار داشت، که به تجارت اشتغال داشتند.
حضرت خديجه پس از ازدواج با پيامبر همه اموالش را قبل از اسلام وبعد از آن ، در اختيار پيامبر گذاشت ، تا آن حضرت هرگونه که خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند، به گونه اي که پيامبر که فقيربود بي نياز شد ، وخداوند درمقام بيان نعمتهاي خود به پيامبر اکرم از جمله مي فرمايد:10
«و وجدک عائلا فأغني ؛ خداوند تو را فقير يافت و بي نياز نمود»11
اين که نام وي درآدرس مذکور درقرآن مجيد مورد عنايت قرار گرفته ، در تفسيرهاي عامه و خاصه ودر روايات اهل بيت آمده است، و تصريح کرده اند که مراد از « بي نيازساختن پيامبر » مال و بخشش خديجه بود که همه را در طبق اخلاص گذاشته وبراي پيشرفت دين مبين اسلام دراختيار پيامبر قرار داد.12
ج:خديجه در روايات
در روايت اسلامي از طريق شيعه واهل تسنن نقل شده، اززبان پيامبر وامامان معصوم در شأن ومقام ارجمند ام المؤمنين حضرت خديجه کبري (سلام الله عليها) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است .
دراينجا نظرشما را به نمونه هايي ازآن گفتار جلب مي کنم .
    1. پيامبر (صلي الله عليه و آله )فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت : اي رسول خدا!اين خديجه است ، هرگاه نزد تو آمد، براواز سوي پروردگارش واز طرف من ، سلام برسان:
«وبشرها ببيت في الجنة من قصب لاصخب ولانصب »
 «و او را به خانه اي از يک قطعه (اززبرجد ) در بهشت که در آن رنج ونا آرامي نيست ، مژده بده »13
    2.پيامبر اکرم درتفسير (آيه 27مطففين ) «عيناً يشرب بها المقربون ؛ همان چشمه بهشتي که مقربان از آن مي نوشند»
     فرمود:
«المقربون السابقون؛رسول الله ، وعلي بن ابيطالب و الائمة، وفاطمه بنت محمد ؛»
«از مردان بسياري به حد کمال رسيدند ، واز زنان به درجه آخر کمال نرسيدند مگر چهار زن که عبارتند از : آسيه ،مريم ، خديجه ، فاطمه »14
    3.امير مؤمنان علي عليه السلام فرمود:
«سادات نساء العالمين اربع: خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد وآسيه بنت مزاحم ومريم بنت عمران ؛ »
« سرور بانوان دو جهان چهار بانو است که عبارتند از :خديجه ، فاطمه ، آسيه و مريم »15
پيام اين روايات اين است که به رازهاي عظمت مقام اين بانوي ارجمند پي ببريم ، وشايستگي هاي اورا بشناسيم، واز او درمسير تکامل به عنوان برترين الگو، پيروي کنيم .
د:خديجه همسر رسول خدا  در دنيا و آخرت
پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود:
«اشتاقت الجنة إلي أربع من النساء : مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم زوجة فرعون وهي زوجة النبي ،في الجنة »
 «و خديجه بنت خويلد زوجة النبي في الدنيا وآلاخرة وفاطمه بنت محمد »16
بهشت مشتاق چهار زن است : 1ـ مريم دختر عمران 2ـ آسيه دختر مزاحم ـ همسر فرعون ، که همسر پيامبر در بهشت است . 3ـ خديجه دختر خويلد همسر رسول خدا در دنيا وآخرت 4ـ فاطمه دختر محمد (صل الله عليه واله وسلم)
هـ :خديجه درآئينه معراج پيامبر
طبق پاره اي ازنقل ها ، معراج پيامبر از خانه خديجه (عليها سلام )آغاز شد و باز گشت آن نيز در خانه خديجه روي داد.
روايت شده : امام باقر (عليه السلام ) فرمود: «جبرئيل مرکب براق را شبانه کنار درخانه خديجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسيد ،آن حضرت را از خانه بيرون آورد و بر مرکب براق سوار نموده واز مکه به سوي بيت المقدس سير داد...»
مطابق پاره اي از شواهد وقراين ، پيامبر هنگام مراجعت ازمعراج نيز در خانه خديجه فرود آمد .17
براي اينکه به مقام درخشان حضرت خديجه دررابطه با مسأله معراج پيامبر بيشترپي ببريم نظرشمارا به روايت زير جلب مي کنم .
سلام خدا بر خديجه : ابوسعيد خدري مي گويد: رسول خدافرمود: وقتي که در شب معراج ، جبرئيل مرا به سوي آسمانها برد و سير داد،هنگام مراجعت به جبرئيل گفتم : «آيا حاجتي داري؟» جبرئيل گفت: « حاجت من اين است که سلام خدا و سلام مرابه خديجه برساني »پيامبر (صلي الله عليه وآله) وقتي که به زمين رسيد ، سلام خدا و جبرئيل را به خديجه ابلاغ کرد. خديجه گفت «ان الله هو السلام ، وفيه السلام ، اليه السلام ، وعلي جبرئيل السلام ؛ همانا ذات پاک خدا سلام است، واز او است سلام ، وسلام به سوي او باز گردد و برجبرئيل سلام باد.»18
اين مطلب بيانگر اوج مقام حضرت خديجه در پيشگاه خدااست.
و:آوردن کفن از سوي خدابراي خديجه
در کتاب «الخصائص الفاطميه» نقل شده : طبق روايت مشهور هنگامي که حضرت خديجه رحلت کرد، فرشتگان رحمت از جانب خداوند کفن مخصوصي براي خديجه نزد رسول خدا آوردند واين علاوه بر اينکه مايه برکت براي خديجه بود،مايه تسلي خاطررسول خدا گرديد. وبه اين عنوان تقدير وتجليل جالبي از طرف خداوند؟ حضرت خديجه به عمل آمد.
پيامبر اکرم پيکر مطهرحضرت خديجه را با آن کفن پوشانيد.سپس جنازه او را با همراهان به سوي قبرستان معلي بردند تا در کنار مادرش حضرت آمنه به خاک بسپارند . درآنجا قبري براي حضرت خديجه آماده کردند، رسول خدا درميان آن قبر رفت و خوابيد ، سپس بيرون آمد وآن گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد.19
خدايا!به عظمت مقام خديجه (عليها السلام ) ما را ازشيوه زندگي سراسر درخشان اوبهره مند فرما ، و از شفاعتش در قيامت مسرور گردان .
محقق:عطيه تحقيقي
تهيه: گروه دين و انديشه_شکوري
پي نوشتها:
1- علي اکبر ، بابا زاده ، سيماي زنان در قرآن ، قم ، انتشارات لوح محفوظ،چاپ دوم ،1378،ص23
2- ر.ک ،شيخ عباس ،قمي ،سفينه البحار ، ج1،ص379
3 - رک:محمد تقي ، مجلسي: بحار الانوار ، بيروت ، مؤسسه الوفاء ،1404هجري قمري ، ج16، ص23
4 - رک:عباس ، قمي : سفينة البحار ،ج1،ص379
5 - رک : محمدتقي ،مجلسي: همان، ص352،ج21(استفاده ازCDجامع الاحاديث)
6- رک:ذبيح الله ،محلاّتي: رياحين الشريعه ، تهران،دارالکتب الاسالمية ، ج2،ص207،بي نا
7 - علي اکبر ، بابا زاده : سيماي زنان درقرآ« ، ص27
8 - رک:نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص811    9- رک :علي اکبر ،بابا زاده ، تحليل سيده فاطمه زهرا ، قم ، انتشارات دانش وادب ، چاپ ششم، 1382،ص37
10 - رک:محمد، محمدي اشتهاردي ،ص171،همان
11 - سوره ضحي (93)، آيه 8
12 - علي اکبر، بابا زاده : سيماي زنان در قرآن ، ص23
13 - رک: محمدتقي ، مجلسي :همان ، ج16،ص8
14- محمد، محمدي اشتهاردي : ص189
15 - رک:عبدالحميد ، معتزلي: شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديدمعتزلي ، قم بي نا ، 1404،هجري قمري،ج10،ص266
16 - رک: محمدتقي ، مجلسي:همان، ج43،ص53،54،(استفاده از CDجامع الاحاديث)
17 - رک:محمدتقي مجلسي،همان،ج43،ص216
18 - رک: محمدتقي مجلسي ، همان ج16،ص7
19- محمد، محمدي اشتهاردي ، 264

فواید دنیوی و اخروی نماز‌اول‌وقت

فواید دنیوی و اخروی نماز‌اول‌وقت
فضایل و فواید نماز اول وقت و ثمرات آن در دنیا و آخرت، بیش از آن است که قابل احصاء و شمارش باشد؛ لیکن برای اهتمام بیشتر مؤمنین به این فضیلت بزرگ، به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.
________________________________________
فضایل و فواید نماز اول وقت و ثمرات آن در دنیا و آخرت، بیش از آن است که قابل احصاء و شمارش باشد؛ لیکن برای اهتمام بیشتر مؤمنین به این فضیلت بزرگ، به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود.

1-نماز اول وقت سبب ازدیاد رزق و روزی و مایه برکت خانه است.

2-نماز اول وقت متصل خواهد بود به نماز امام عصر ولی الله الاعظم(عج).
3-نماز اول وقت در پنج وقتِ شبانه‌روز تمرینی است برای پاسخ‌گویی سریع به ندای پرصلابت منجی عالم یوسف زهرا امام زمان(ع) در روز ظهور وقتی تکیه بر کعبه زند و با صدای رسایی که همه عالم بشنوند، فریاد برآورد: «اَنَا بَقیَّةُ الله»
4-نماز اول وقت نشانه شیعه علی(ع) و ایمان واقعی است.(1)
5- کسی که نمازش را اوّل وقت بخواند، جزء غافلین شمرده نخواهد شد.(2)
6- شیطانِ لعین پیوسته از بنی‌آدم، خائف و گریزان است تا وقتی که نمازهای پنج‌گانه را در اوقات خودش به‌جا‌آورد؛ اما وقتی آنها را به تأخیر اندازد، شیطان بر او جرأت پیدا کرده و او را به گناهان بزرگ وا می‌دارد.(3)
7- نماز اوّل وقت و مواظبت بر طلوع و غروب خورشید، سبب راحتی هنگام مرگ و برطرف شدن غم و اندوه و نجات از دوزخ می‌شود و امیرالمؤمنین چنین پاداشی را برای او ضمانت فرموده است.(4)
8- نماز اوّل وقت سبب تلقین شهادتین است هنگام مردن توسط خود حضرت عزرائیل(س).(5)
9- کسی که بدون عذر نمازش را تأخیر اندازد، مورد خطاب خدا در قرآن است که می‌فرماید: (وای بر نمازگزاران، آنانی که از نمازشان غفلت می‌کنند).(6)
نماز اول وقت سبب ازدیاد رزق و روزی و مایه برکت خانه است
10- هنگامی که وقت نماز فرا می‌رسد، فرشته‌ای بین مردم فریاد می‌زند: ای مردم! به‌پا‌خیزید و آتشی که افروخته‌اید، با نمازتان خاموش کنید.(7)
11- بنا به فرموده اشرف کائنات عالم که جز از سرچشمه وحی سخنی نفرموده است، نماز اوّل وقت محبوب‌ترین کارها نزد خداست؛ سپس نیکی به پدر و مادر و سپس جهاد.(8)
12 - نماز اوّل وقت موجب رضوان خدا، وسط وقت عفو خدا و آخر وقت غفران خداست.(9)
13 - به شفاعت حضرت خاتم(ص) نخواهد رسید کسی که: نماز واجب خود را از وقت خودش به تأخیر اندازد.(10)
14 - کسی که مواظبت کند از نماز اول وقت، روز قیامت سندی در دست خواهد داشت که با آن داخل بهشت خواهد شد.(11)
15 - حضرت موسی(ع) به خداوند عرض کردند: پاداش کسی که نمازش را اول وقت به جا آورد، چیست؟؛ فرمود: خواسته‌هایش را برآورده و بهشتم را برای او مباح می‌گردانم.(12)
پی‌نوشت‌ها:
(1)-الحیاة، ج2، ص369
(2)-وسایل، ج3، ص82
(3)-بحار، ج83، ص11
(4)-بحار، ج83، ص9
(5)-منازل الاخرة، ص13
(6)-وسائل الشیعة، ج3، ص91
(7)-بحار الانوار، ج82، ص209
(8)-خصال صدوق، ص166
(9)-بحار الانوار، ج82، ص305
(10)-وسائل الشیعة، ج3، ص81
(11)-وسائل الشیعة، ج3، ص78
(12)-بحار الانوار، ج82، ص


کلیپی زیبا در اهمیت نماز اول وقت

دانلود

سوره های لیل،ضحی،انشراح،تین،علق،قدر


فضیلت و خواص سوره لیل

نود و دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و 11 آیه دارد.
در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم آمده است: هر کس سوره لیل را قرائت کند خداوند به اندازه ای به او نعمت عطا می کند تا راضی شود و او را از سختی و تنگی عافیت بخشیده و کارها را بر او آسان می کند. (1)
امام صادق علیه السلام روایت می کند: هر که سوره لیل را در روز یا شب قرائت کند تمام اعضای بدنش بر اعمال نیک او شهادت می دهند و خداوند شهادت ایشان را پذیرفته و به بهشت رهنمون می شود.(2) ...

ادامه نوشته

آموزش آپلود کردن فایل در پرشین گیگ و قراردادن لینک آن در وبلاگ

آموزش آپلود کردن فایل در پرشین گیگ و قراردادن لینک آن در وبلاگ

دانلود

حادثه ای خارق العاده برای یک دختر چینی

حادثه ای خارق العاده برای یک دختر چینی

شیائو فنگ،دختری است که در کشور چین زندگی می کند. زمانی که 7ساله بود،تصادف شدیدی می کند که نتیجه دلخراش این تصادف صدمه شدیدی است که به پاهای این کودک 7ساله وارد می شود یعنی پاهای او  در اثر شکستگی شدیدکاملا برعکس می شود. به تصاویر نگاه کنید...


در حال حاضر این دختر 24 سال سن دارد وبعد از 17 سال پزشکان چینی اورا تحت عمل جراحی قرار دادند وامیدوارند که شیائو بتواند راه برود وزندگی عادی خود را ادامه دهد.

سوره های اعلی،غاشیه،فجر،بلد،شمس

فضیلت و خواص سوره اعلی
هشتاد و هفتمین سوره قرآن کریم است که مکی  و 19 آیه دارد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است: هر کس سوره اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب خود قرائت نماید در روز قیامت به او گفته می شود از هر دری از درهای بهشت که دوست داری وارد بهشت شو(1)
رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم می فرماید: کسی که سوره اعلی را قرائت نماید خداوند به تعداد همه حروفی که بر پیامبران الهی ابراهیم ، موسی و محمد نازل کرده است به ازای هر حروف ده حسنه به او می بخشد.(2) ...


ادامه نوشته

هتک حرمت قرآن کریم

هتک حرمت قرآن کریم (حرمین شریف عسگریین ، سامراء)


اعجاز قرآن کریم:

اعجاز قرآن کریم: